صفحه نخست l درباره مهدي فرج الهي l آرشيو l آر اس اس

درباره کاريکلماتور l کاريکلماتور l شعر l داستان l يادداشت l مقاله l گفت‌و‌گو l گزارش l خبر

موضوع: یادداشت |  

///

سه شنبه  17 /مرداد /1391 ، روزنامه اعتماد صفحه یازدهم خود را با چند یادداشت و مصاحبه به پرویز شاپور اختصاص داد. در این صفحه مصاحبه ای از دوست عزیزم اکبر اکسیر منتشر شده است که  در آن اکسیر با اشراف کاملی که به موضوع دارد پاسخ های خوب و شیرینی به سوالات داده است. اما در ذیل این مصاحبه یادداشتی از جناب آقای پوریا عالمی با عنوان «مکثی بر کاریکلماتور، تحت لیسانس فروغ و با مهر تایید شاملو»آمده است که می­توانست بهتر از این باشد. چند نفر از دوستان کاریکلماتور نویس پس از خواندن این مطلب با بنده تماس گرفتند و از لحن، نوع نگاه و تحلیل آقای عالمی  گله کردند. بنده هم وقتی نوشته ایشان را خواندم از جهاتی متعجب شدم.

///

کاش دوست طنز نویسم جناب آقای پوریا عالمی قبل از نوشتن این مطلب، یادداشت­هایی که عزیزان دیگری چون: عمران صلاحی، منوچهر آتشی، منوچهر احترامی، محمد رفیع ضیایی، جواد مجابی، کیومرث صابری فومنی، سید حسن حسینی، سید ابراهیم نبوی، بیژن اسدی پور، سهراب گل هاشم، فاطمه تسلیم جهرمی، اردشیر رستمی و خیلی های دیگر پیش از این در رابطه با کاریکلماتور و پرویز شاپور نوشته بودند را با دقت بیشتری می خواندند.

اردشیر رستمی در یادداشتی در نشریه ی «تندیس» شاپور را در وهله ی اول یک شاعر مینیمال ارزشمند و بزرگ و بعد یک کاریکاتوریست و تصویر گر می داند. او معتقد است شاید بزرگ ترین لطمه را به نوشته های شاپور واژه ی نچسب کاریکلماتور می زند و می گوید:

«واژه ای که او را از جرگه ی شاعران دور می کند و به ناکجا آباد می برد. کلمه ی نامتناجس کاریکلماتوریست قبل از ادبی بودن، هجو آمیز و دفرمه است. پس در ذهن آن ها این بود که: شاعر نباش و هر چه می خواهی باش. وارد حریم قدسی و ملکوتی ما نشو هر کجا می خواهی برو... ایجاز و ایهام در اشعار شاپور از حد بسیار بالایی برخوردار است... حجم اشعار کوتاه و منثور او بسیار زیاد است. اغلب ما با شاعرانی بلند و شعرهای بلندی آشنا هستیم که با یک مصرع زنده اند. یک شعر کوتاه شاپور گاهی با یک شعر از دیگران برابری می کند. با این معیار او با یک صفحه، کارِ یک کتاب از دیگران را انجام داده. از او هزار صفحه شعر کوتاه به جا مانده و اگر بخواهیم با استاندارد بالایی آن ها را مورد گزینش قرار دهیم، یک چهارم آن ها باقی خواهد ماند؛ به عبارتی ده ها کتاب شعر. »

منوچهر آتشی کاریکلماتورهای پرویز شاپور را اعتراضی به زبان سیاست زده و رو به افول شعر روزگار خود دانسته و آن را با عنوان شعر اعتراض نام گذرای می کند و می گوید:

«در شعر امروز، کاریکلماتورهای پرویز شاپور از یک دیدگاه، و شعرهای احمدرضا احمدی از دیدگاه دیگر، فلسفی ترین کنش مدرنیستی را ارئه کرده است».

ابراهیم نبوی هم در مجموعه ی « کاوشی در طنز ایران » قسمتی از کاریکلماتورهای شاپور را شعر دانسته و تصویر و حالت را عمده ترین ویژگی شعرهای او می داند و معتقد است که شاپور را مثل پرنده ای در قفسِ محدودِ ادراکمان محبوس کرده ایم.

عمران صلاحی شاپور راشاعری طنزاندیش و طنزپردازی شعرآفرین می داند.

جواد مجابی معتقد است کاریکلماتورهای شاپور سهمی از شعرو نصیبی از فلسفه دارد.

اولین بار که من با کاریکلماتورهای شاپور آشنا شدم؛ نمی دانستم که همسر فروغ فرخزاد بوده و یا این عنوان را احمد شاملو سرهم کرده است که البته وقتی فهمیدم چیزی تغییر نکرد. هر چند نسبت به زندگی شخصی شاپورکنجکاو بودم و نوشته های مرتبط با آن را دنبال می کردم و از دوستانش در این باره گاهی سوالاتی از سر کنجکاوی می پرسیدم اما همیشه آنچه توجه مرا در این رابطه به خود جلب می کرد کاریکلماتور های شاپور بود. نامگذاری شاملو بر ثبت این ماجرا تاثیر داشته است اما ارزشمندی نوشته های شاپور به لیسانس فروغ نیاز ندارد. در یادداشت آقای عالمی جای خالی ارزشمندی های فرمی و محتوایی کاریکلماتور های شاپور حس می شود.

///

کاش جناب آقای عالمی قبل از آنکه درباره سرنوشت کاریکلماتور بعد از شاپور اینگونه بنویسند که : « ... خیلی ها به کاریکلماتور نویسی رو آوردند. اما جز کاریکلماتورهای شاپور کدام کاریکلماتور دیده و یا خوانده شد؟ ...  کاریکلماتور را می توان شیوه شخصی پرویز شاپور در ادبیات دانست؛ شیوه یی کاملا خصوصی که خودش شروع و تمامش کرد. » کمی بیشتر در این باره تحقیق می کردند. زنده­ یاد منوچهر احترامی در مصاحبه ای در ماهنامه ی «خردنامه همشهری» چنین گفته بود:

 « از همین الان که من دارم با شما صحبت می کنم، یعنی 6/8/87 اگر همه ی کسانی که کاریکلماتور می نویسند؛ دیگر کاریکلماتور ننویسند؛ کاریکلماتور جای خودش را باز کرده است. اما همین که به پیروی از شاپور می نویسند و در این سطح می نویسند، نشان می دهد که شاپور از زمان خودش عبور کرده است. »

زمانی که صفحه کاریکلماتور ماهنامه گل آقا را در دست داشتم؛ مخاطب ماهنامه در هر شماره  با کاریکلماتورهای متعددی از نویسندگان مختلفی روبرو می شد. بیش از 300 کاریکلماتورنویس تا کنون شناسایی شده اند و مجموعه های متعددی با این موضوع منتشر شده است. نویسندگان خوش ذوق و موفقی چون: سهراب گل هاشم، عباس گلکار، ابوالفضل لعل بهادر، حسین ناژفر، علی درویش، سید حسن حسینی، علیرضا لبش، عباس صادقی، حسین مقدسی نیا،محمود سلطانی، محمد مستقیمی، عبدالعلی اثنی عشری، اسمعیل جوکار ،محمد سفری، نجیب اله دهزاد(نویسنده افغان) ، حوریه نیکدست،فاطمه کواشی، ایران پرنده ، ملیحه قریشی و خیلی های دیگر که نه تنها آثار زیبا و ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته اند بلکه در این شیوه نو آوری هایی داشته اند و برخی صاحب سبک هستند.

///

یادداشت جناب آقای عالمی اینگونه به پایان می رسد : «این یادداشت پاراگراف هایی از تحقیق  بلند تری پیرامون کاریکلماتور است که به دلیل جلوگیری از اطناب از نمونه آوردن در موضوعاتی که مطرح شده چشم پوشی کردیم. » با توجه به این اشاره ی آقای عالمی از ایشان تقاضا می کنم تا قبل از انتشار تحقیقشان با تحقیق ودقت بیشتر در آن بازنگری فرمایند تا زحمت های ایشان در سایه شتاب زدگی پنهان نماند.

///

      پرويز شاپور- پدر کوتاه نویسی و کاريکلماتور- پنجم اسفند ماه سال 1302 ه.ش در قم – به قول خودش- و در تهران – به قول شناسنامه اش از در ورودي زندگي وارد شد و پانزدهم مرداد سال 1378قلبش براي شنيدن رازي که مرگ با دلش در ميان نهاد سکوت کرد و پيکرش را به گورستان هديه داد و همانگونه که وصيت کرده بود او را در خودش به خاک سپردند. شاپور در عمري که براي نام نويسي روي سنگ قبر فرصت داشت تحصيل را از مدرسه دقيقي آغاز کرد و رشته اقتصاد را با مدرک کارشناسي به پايان رساند.سال 1333 در حالي که خودنويسش را از خورشيد پر کرده بود فعاليت مطبوعاتي اش را با نشريات اهواز آغاز کرد.سال 1334 پس از بازگشتش به تهران با نشريات سپيد و سياه و  توفيق شروع به همکاري کردکه آثارش با نامهاي مستعار "کاميار"- پسرش- و "مهدخت" - خواهرش- در صفحات "دارالمجانين" ،"سبديات "و "برخورد عقائد و آرا" به چاپ مي رسيد . خرداد ماه سال 1346 وقتی نوشته هاي کوتاهش  در نشریه خوشه منتشر شد اسم كاريكلماتور را روي آن گذاشته بودند . يك لغت من در آوردي که ازترکيب كاريكاتور و كلمات بدست آمده است  یعنی کاریکاتوری که با کلمه ها نوشته شده باشدیا کاری بکنیم که کلمه ها به تور بیافتند. شاپور از سال 1370 تا پايان عمر با نشريه گل آقا همکاري داشت . او علاوه بر طنز نويسي کاريکاتور هم مي کشيد . طرحهايي خطي و ساده با سنجاق قفلي ،موش،گربه و... . که چند نمایشگاه از آثار او در داخل و خارج از کشور بر پا شد . شاپور در این زمینه هشت عنوان کتاب چاپ کرده است. دکتر سیروس شمیسا در کتاب انواع ادبی کاریکلماتور را نوعی تازه معرفی کرده و آنرا سخنان کوتاه، حکیمانه و طنزداری می داند که گاهی به جملات قصار نزدیک می شود. این که مردم از هر چیز نوع فشرده اش را می پسندند؛ مال این روزها نیست. در گذشته معتقد بودند : « کم گوی و گزیده گوی چون دُر» امروز هم عقیده همین است؛ با این تفاوت که به سبب تغییرات زیادی که در شیوه ی زندگی بشر رخ داده؛ کم گویی به یک ضرورت تبدیل شده است.  ایجاز، سادگی زبان ، مضمون پردازی و غافلگیری چهار ویژگی اصلی کاریکلماتور است که با دقیق تر شدن در این ویژگی ها شباهت های زیادی میان کاریکلماتور و سبک هندی در شعر می یابیم. نوع کاریکلماتور طنز و شوخ طبعی است و خود به عنوان یک نوع فرعی جدید پذیرفته شده است. اما با توجه به سهم قابل توجه کاریکلماتورهای عاشقانه در نوشته های شاپور می توان ادب غنایی را به عنوان نوع فرعی در آثارش پذیرفت. سبک کاریکلماتور به سبک هندی نزدیک است اما برای این گونه نوشته ها شاید عنوان طرزِ شاپور مناسب تر باشد. از نظر فرم و شکل و از لحاظ دستوری معمولاً کاریکلماتور جمله ی منثور ساده و مستقل یا مرکب با وجوه خبری، عاطفی و شرطی است که به قالب و شکل امثال و حکم می ماند. در میان نوشته های شاپور داستانک هم پیدا می شود اما نمی توان آن را به طور کلی به کاریکلماتور اطلاق کرده و کاریکلماتور را نوعی داستانک نامید. نگاهی به اصول و عناصر شعر به ویژه در قالب شعر منثور و وجوه اشتراک کاریکلماتور با آن می اندازیم که عبارتند از: ایجاز و کوتاهی، غافلگیری، بازي هوشمندانه با كلمات، ايهام،تشخيص يا انسان گونگي ، تعلیل و توجیه فانتزی، تشبيه و استعاره های اغراق آمیز، تمثيل، تضاد و پارادوکس، حس آميزي. اگر در میان آثار شاپور از نوشته هایی که جملاتِ قصارِ بدون روح طنز و فانتزی هستند یا در بازی کلمات دچار افراط شده و مضمون یا ساخت تکراری دارند صرف نظر شود؛ به قول منوچهر آتشی، عمران صلاحی، کیومرث منشی زاده، جواد مجابی، اردشیر رستمی و ... نوشته های شاپور را می توان شعر نامید. شاپور در این مسیر تازه تنها نیست و نویسندگان زیادی با او در ایران و حتی درمیان نویسندگان افغانی همگام شده اند. کاریکلماتور با تعریف مشخصی که از آن ارائه شد یک کشف تازه در ادبیات ایران نیست و کوتاه نویسی همراه با شوخ طبعی و مضمون پردازی به صورت آشکار و مستتر، فراوان در ادبیات ما به چشم می خورد اما توجه ویژه شاپور به آن که به حق می توان او را پدر کوتاه نویسی و کاریکلماتور نامید، سر منشاء جریانی در ادبیات امروز شده است.

 ایرادی که خیلی ها از جمله شاملو به شاپور می گرفتند این بود که چرا کارهایش را بُر نمی زند که اگر این کار را می کرد خیلی بهتر بود. اما این ماجرا چیزی از ارزش شاهکارهایی که شاپور خلق کرده­است کم نمی کند.

 حسن ختام این یادداشت چند کاریکلماتور از پرویز شاپور است.

 

- قلبم پرجمعیت ترین شهر دنیاست.

- وقتي تصوير گل محمدي در آب افتاد ماهي ها صلوات فرستادند .

- گویی ستارگان در آینه ی شکسته روزگار سپری می کنند.

- گربه از درخت بالا مي رود و من لبخند زنان پايين آمدن درخت از گربه را به تماشا نشسته ام .

- درباره موش حرف مي زدم تا سر و کله گربه پيدا شد حرفهايم پا به فرار گذاشتند .

- چشمت نزدیکترین ستاره است.

- پرواز از پرنده جوان بيشتر از پرنده پير حرف شنوي دارد .

- پرستوي تنبل فرارسيدن بهار گذشته را بشارت مي دهد .

- سايه درخت چون ريشه در خاک ندارد نمي تواند سر پا بايستد .

- سراب کاريکاتور آب است .

- قلبم را با قلبت ميزان مي کنم.

- وقتي نيستي نگاهم دسته خالي به چشمم باز مي گردد.

-  وقتی با پیراهن گلدار از درخت عریان پاییزی بالا می روم پرستوی مهاجر فرارسیدن اختلال حواس را بشارت می دهد.

- قلبم یک در میان برای خودم می زند .

- واژه سلام متواضع ترین واژه هاست .

- برای بادکنک میسر نیست « یک سوزن به خودش بزند یک جوالدوز به دیگری»

- چه در زمان  جنگ و چه در زمان صلح بالاترین تلفات از آن زمان است .

- تمام مردم دنیا به یک زبان سکوت می کنند .

- عزرائیل دست میکروبی که باعث مرگم شد را به گرمی فشرد .

- سایه چهار نژاد یکرنگ است .

- گورستان سنگ قبری برای کوهستان باقی نمی گذارد .

- عاشق خربزه ام زیرا مثل هندوانه تخمه هایش را در سلول انفرادی حبس نمی کند .

- قله ی پرواز پرنده ، بن بست پروازش است .

- مرگ رازی را به دلم در میان می گذارد که ضربان قلب برای شنیدنش سکوت می کند .

- عمر هزار پا کفاف بستن بند کفشهایش را نمی دهد .

- دود سرگرم بالا رفتن از سقوط است .

- آدم ولخرج قرض پس انداز می کند .

- گلی که بر قله کوه می روید ، حکایت از کوه نوردی بهار می کند .

 

لينک مستقيم به مطلب


all rights reserved © 2011 farajolahi.ir
استفاده و بازنشر مطالب کاريکلماتور با ذكر منبع بلامانع است